سرویس: سیاسی کد خبر: 10011 ۱۳:۰۴ - ۱۴۰۲/۱۰/۱۸

یادداشت؛

صنعا تا غزه، مبدا و مقصد یکی است

جنگ تحمیلی علیه مردم یمن نمونه بارز از اهمیت نتیجه نسبت به عملیات‌های نظامی و سیاسی است. در اولین روزهای سال 1394 که جنگ تحمیلی متجاوزان علیه مردم بی دفاع یمن آغاز شد هیچ کس فکر نمی‌کرد که نیروهای یمن روزیبتواند آرامکو و مراکز حیاتی و استراتژیک عربستان صعودی و امارات را هدف قرار دهد.

صنعا تا غزه، مبدا و مقصد یکی است

به گزارش ابصارخبر، احد داننده در یادداشت خود به موضوع غزه اشاره کرد و نوشت: نتیجه‌ای که در آخر هر جنگی به دست می‌آید مهم و قابل توجه است زیرا تمام کارهایی در روزهای اول تا پایان جنگ به معرکه  عملیاتی می رسد.

 برای کسب نتیجه بهتر است که با این نگاه جنگ تحمیلی علیه مردم یمن را نمونه بارز از اهمیت نتیجه نسبت به عملیات های نظامی و سیاسی به حساب می آورد در اولین روز های سال 1394 که جنگ تحمیلی متجاوزان به یمن علیه مردم بی دفاع این کشور آغاز شد هیچ کس فکر این را نمی‌کرد که جنبش مقاومت و نیروهای مسلح یمن روزی خواهند توانست آرامکو و مراکز حیاتی و استراتژیک عربستان صعودی و مرکز هسته‌ای امارات را هدف حمله قرار خواهند داد و جنگ چند روزه ای که متجاوزان صهیونیستی و آمریکایی برای درهم شکستن انصارالله و سپس اشغال یمن آغاز کرده بودند هشت سال به درازا خواهد کشید و متجاوزان به یمن متحمل خسارات بزرگ و کمر شکنی خواهند شد و سرانجام متجاوزان به یمن با التماس و اضطراب از میدان جنگ فرار خواهند کرد.

در روزهای اول شروع جنگ، یمن درگیر شدیدترین جنگ داخلی بوده و حاکمان مزدوران قبلی این کشور را به ورطه نابودی سوق داده بودند به طوریکه جنبش انصارالله و نیروهای مسلح یمن قدرت پاسخگویی به تجاوزات را نداشتند و شروع جنگ هم حتی هفته ای قبل از آن پیش بینی نشده بود و به اصطلاح صهیونیست ها یمن دارای متروی نظامی گسترده و نقش آفرین نبود و جنبش انصارالله هم بسیار ضعیف تر از جنبش حماس و مقاومت اسلامی فلسطین بود اما متجاوزان به یمن بت وجود نیروی مزدور بسیار در داخل این کشور نتواستند طی یک روز این کشور را اشغال کنند و طی چند روز انصارالله را نابود کرده و با عملیات به اصطلاح پاکسازی یمن آن را به سیطره کامل خود در بیاورند ولی انصارالله توانست با وجود قدرت کم و محدود و حصار محاصره همه جانبه و قطعنامه‌های ظالمانه متجاوزان به یمن را ناکام گذاشته و بیرون براند و مراکز حساس و استراتژیک دشمن متجاوز را از جمله آرام کوی عربستان و مراکز هسته ای امارات وپایگاههای هوایی و مراکز اقتصادی مهم را با موشک و پهبادهای دور برد ونقطه زن هدف قرار دهند و سرانجام دشمن متجاوز را جهت پایان جنگ به التماس و عجز و درماندگی وادارد و از یک گروه مقاومت داخلی به یک قدرت مقاومت منطقه ای تبدیل شود و به سلاح هایی که قبلا نام آنها را هم نشنیده بود دست پیدا کند که حمله به مراکز حساس رژیم صهیونیستی با موشک و پهباد های قدرتمند چند هزار کیلومتری مصداق بارز براین ادعاست.

 اما در مقایسه با انصارالله 9سال پیش جنبش حماس و مقاومت اسلامی فلسطین در یک موقعیت برتر و مناسب به سر میبرد که اولا مقاومت اسلامی فلسطین در روز 7اکتبرپانزده مهرماه ضربه ی ویرانگرو مهلکی را به هیمنه ی رژیم صهیونیستی ها متروی نظامی غزه به باتلاق خطرناک تر از بمب اتم برای رژیم صهیونیسم تبدیل شده که امکان ورود و خروج ازآن باتلاق برای صهیونیست ها محال و مرگ بار شده است و ثالثا حامیان فلسطین بر خلاف مردم یمن که حامی قابل توجه میدانی نداشتند کل سرزمین های اشغالی را به محاصره در آورده و جنگ فرج کننده و نابود گری را علیه تروریست صهیونیست آغاز کرده اند که نتایج آن را با گذشت زمان در میدان مشاهده خواهیم کرد که جنبش انصارالله یمن خود یکی از حامیان است و رابعا قدرت موشکی و پهبادی جنبش حماس و مقاومت اسلامی فلسطین و متروی نظامی غزه کل سرزمین های اشغالی و حتی فراتر از آن را در تیر راس قرار داده که در اوایل جنگ تحمیلی علیه مردم یمن جنبش انصارالله و نیروهای مسلح آن کشور فاقد چنین قدرت نمایی بودند و خامسا در زمان شروع جنک تحمیلی علیه مردم یمن افکار عمومی دنیا مثل امروز به این شدت علیه متجاوزان به پا نخواسته بود ولی امروز تمام دنیا منهای هیئت حاکمه ی شرور آمریکا و اروپا در حمایت از مردم مظلوم غزه و فلسطین و در مخالفت با تروریست صهیونیستی به پا خواسته است و سادسا در آن زمان در بین نیروهای مقاومت منطقه وحدتی به شدت وحدت کنونی وجود نداشت ولی در مقابل مقامات متجاوزان به یمن در یک صف واحد در جنایات علیه مردم یمن شریک بودند که امروزه عکس آن اتفاق افتاده است.

 در بین مقامات صهیونیسم بین‌الملل اختلافات عمده و اساسی بروز پیدا کرده که می‌تواند صهیونیسم را در جنگ داخلی فرج و نابود کند و در مقابل وحدت نیروهای مقاومت منطقه در رژیم صهیونیستی یک تروریست خونخواه و فاسد روی کار است و در آمریکا یک پیر بیهوش و سرگیج بر منصب قدرت نشسته و قدرت تو خالی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جهانیان عیان شده و افول روز افزون قدرت اقتصادی آمریکا بر قدرت نظامی و سیاسی کشور سایه انداخته که البته رژیم صهیونیستی نیز از این خطر در مستثنی نیست فاصله ی طبقاتی در آمریکا و شکاف ما بین گروههای سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا عرصه را برقدرت‌نمایی این کشور در صحنه بین‌المللی تنگ کرده است بطوریکه اگر آمریکایی‌ها و صهیونیسم بین‌الملل در زمان جنگ یمن و جمهوری اسلامی ایران و مقاومت اسلامی منطقه را در میدان‌هایی مثل جنگ داخلی سوریه و مذاکرات برجام و عدم خرید و فروش نفت ایران و عدم انتقال پول آن به داخل گرفتار ساخته بودند.

 امروزه این بحران‌ها با موفقیت برای جبهه مقاومت اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی ایران تمام یافته و جریانات مقاومت اسلامی با دستاوردهای عمده و کلان به آزادی عمل قابل توجه در عرصه ی میدان دست یافته اند ولی خود آنها در بحران های بزرگ بین الملل مثل جنگ اوکراین و گسترش و نفوذشانگهایی و بریکس برخلاف میل آمریکا و اروپا و قدرت گیری روز افزون جمهوری اسلامی ایران و به تبع از آن جبهه مقاومت اسلامی منطقه گرفتار مانده‌اند آمریکایی ها و اروپایی‌ها در جنگ یمن هم از متجاوزان به یمن حمایت نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی می کردند ولی واکنشی از طرف جبهه مقاومت اسلامی منطقه علیه منافع آمریکا صورت نمی‌گرفت ولی امروزه با وجود گسترش حمایت همه جانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی و حتی ورود مستقیم این کشور به جنگ علیه مردم بی دفاع غزه، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه ده‌ها بار مورد حمله نیروهای مقاومت قرار گرفته که آمریکا ها را از واکنش عملی ور در خور به این حملات در مانده و عاجز ساخته است و فقط به ابراز نگرانی و ناراحتی بسنده کردند.

 با قیاس صورت گرفته ما بین موقعیت آن روز یمن و امروز غزه و دشمنان آن وامروز مقاومت اسلامی منطقه و اوصاف گفته شده پیروزی حماس و غزه بر رژیم متجاوز صهیونیستی امری دست یافتنی و حتی قطعی بوده و راهبرد دور از ذهن به نظر نمی آید ولی در مقابل اشغال تمام عیار غزه و نابودی کلی حماس برای رژیم اشغالگر قدس برنامه ای از قبل شکست خورده و دست نیافتنی و از روی احساسات کور به نظر می‌آید بطوریکه مقامات آمریکا و حتی مقامات سابق صهیونیستی نیز نسبت به عواقب شکست چنین برنامه‌هایی به مقامات صهیونیستی هشدار‌هایی جدی دادند و طولانی شدن جنگ اگر چه می‌تواند به ویرانی کل غزه و کشتار بیشتر زن و کودک و پیرو جوان فلسطینی بینجامد ولی کل صهیونیسم و حامیانش را در باتلاق فنا گرفتار خواهد کرد.

دامنه جنگ را به کل منطقه گسترش داده و ضربات مهلکی از جانب مقاومت بر مراکز حساس رژیم صهیونیستی، از جمله مراکز علمی ، هسته ای ، نظامی ، آب شیرین کن و مراکز اقتصادی و مواضع دریایی از جمله کشتی های تجاری و نظامی وارد خواهد شد که رژیم صهیونیستی را از سانسور اخبار خسارات و تلفات آن عاجز خواهد ساخت و ناوهای آمریکایی هم از خطر حملات مقاومت اسلامی منطقه در امان نخواهند ماند و این بارالتماس و درماندگی هم برای پایان یافتن جنگ چاره‌ساز نخواهد بود بلکه امتیازگیری مقاومت در میدان از رژیم صهیونیستی و تغییر جغرافیای سیاسی منطقه به نفع جبهه مقاومت اسلامی سرنوشت جنگ را مشخص خواهد کرد که در این صورت افکار عمومی دنیا قدرت‌نمایی واقعی را مشاهده خواهند کرد که حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران، حامیانش را به چه قله‌های مرتفع هدایت کرده و حمایت های آمریکا حامیانش را در چه باتلاق های عمیق گرفتار می‌کند که البته صاحب نظران عمده بین‌المللی در این باره بیشتر روشنگری کنند.

 

 

انتهای خبر/ ج